خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۴۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ربی و ربکالله ای ماه تو چه ماهیکافزون شوی ولیکن هرگز چنو نکاهی
۲
مه نیستی که مهری زیرا که هست مه راگاه از برونش زردی گاه از درون سیاهی
۳
با مایهٔ جمالت ناید ز مهر شمعیدر سایهٔ سلیمان ناید ز دیو شاهی
۴
آنجا که قدت آید ناید ز سرو سرویآنجا که خدت آید ناید ز ماه ماهی
صفحهٔ ۱ از ۵