خلوتی با حمیدالدین بلخی
المقامة الثانیة - فی الشیب و الشباب
مقامات حمیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حکایت کرد مرا دوستی که مونس خلوت بود و صاحب سلوت که وقتی از اوقات بحوادث ضروری از مسکن مألوف دوری جستم و از کاخ اصلی بر شاخ وصلی نشستم، زاد و سلب بر ناقه طلب نهادم و «حی علی الوداع » در حلقه اجتماع در دادم، علایق و عوایق از خود دور کردم و دل از راحت و استراحت نفور.
۲
و قلت لصاحبی حث المطایافان الصبح مبتسم الثنایا
۳
و لا تنظر اذا غلست صبحابما تلد النوی بعد العشایا
۴
و وسد بالذراع اذا تعشیو ودع ذا الوسادة و الحشایا
صفحهٔ ۱ از ۱۶