شعر را زندگی کن
خلوتی با حمیدالدین بلخی

المقامة الثامنه - فی السفر و المرافقة

مقامات حمیدی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حکایت کرد مرا دوستی که در مودت ید بیضا داشت و در محبت رای بینا که: وقتی از اخوان حضر مشتکی شدم و بر عصای سفر متکی گشتم.
۲
خواستم که قدمی چند بسپرم و مرحله ای چند بشمرم، تا ملالت اخوان بتعطف بدل شود و نفرت یاران بتألف بازگردد که طول اقامت موجب سئآمت است و ادمان صحبت علت ندامت.
۳
و من لزم الاقامة فی البیوتشکورا قانعا بقلیل قوت
۴
یطوف و ان تطاولت اللیالیحوالیه طواف العنکبوت
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth