خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در پاسخ قصیدهٔ عارف زرگر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز سر شادی برون ننهند مردان صفادست نتوانند زد در بارگاه مصطفا
۲
خرمی چون باشد اندر کوی دین کز بهر حقخون روان گشتست از حلق حسین در کربلا
۳
از برای یک بلی کاندر ازل گفتهست جانتا ابد اندر دهد مرد بلی تن در بلا
۴
خاک را با غم سرشت اول قضا اندر قدرغم کند ناچار خاکی را بنسبت اقتضا
صفحهٔ ۱ از ۱۲