شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در مدح سید عمید سیدالشعرا ابوطالب محمد ناصری علوی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بتی که گر فکند یک نظر بر آتش و آبشود ز لطف جمالش مصور آتش و آب
۲
کرشمه‌ای گر ازو بیند آب و آتش هیچشود ز چشمش بی‌شک معبهر آتش و آب
۳
ز سیم و شکر روی و لب آن کند با مننکردهرگز بر سیم و شکر آتش و آب
۴
لب و دو عارض با آب و نارش آخر بردز طبع و روی من آن ماه دلبر آتش و آب
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth