خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فتنه مهر اگر همی جبهه نهد شراب راسجده واژگون برد قبله آفتاب را
۲
زین همه روز خلق شب زان همه شام تا سحرنام مبر به دور می گردش آفتاب را
۳
دل به هوای بوسه بست هوس در آن دهانتشنه غالب آرزو آب نهد سراب را
۴
آن بط می بنه کز او صعوه اگر تر آوردکام به بال پشه پر شکند عقاب را
صفحهٔ ۱ از ۳