خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش سلطان سنجر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک را از باد بوی مهربانی آمدستدر ده آن آتش که آب زندگانی آمدست
۲
نرگس مخمور بوی خوش ز طبعی خواستستبنده و آزاد سرمست جوانی آمدست
۳
باغ مهمان دوست برگ میزبانی ساختستمرغ اندک زاد در بسیار دانی آمدست
۴
باد غمازست و عطاری کند هر صبحدمآن تواناییش بین کز ناتوانی آمدست
صفحهٔ ۱ از ۹