خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کوی توام جنگ است هر روز به دشمنهاایشان ز شمار افزون اما من و دل تنها
۲
بر ناوک دلدوزت قربان نه منم تنهاچون من به سر کویت درباخته جان تنها
۳
گلگشت چمن خواهی بر من چو صبا بگذرتا در قدمت ریزم گل از مژه دامنها
۴
تا قبضه شمشیرت از خونِ که آلایدبر نطع هوس خلقی افراخته گردنها
صفحهٔ ۱ از ۳