خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما خراب غم و خمخانه ز می آباد استناصح از باده سخن کن که نصیحت باد است
۲
خیز و از شعله می آتش نمرود افروزخاصه اکنون که گلستان ارم شداد است
۳
سیل کهسار خم از میکده در شهر افتادوای بر خانه پرهیز که بی بنیاد است
۴
با زلال خضرم از می روشن چه نیازچشمه آب سیاهی چو در این بغداد است
صفحهٔ ۱ از ۳