خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بزم یار همدم گرچه جان استحضور غیر بر عاشق گران است
۲
هلاکم کرد و از هجرم بر آسودکه می گوید اجل نامهربان است
۳
جرس امشب ننالد چون شب دوشهمانا لیلی اندر کاروان است
۴
نماند بلبلان را ذوق فریاددر آن گلشن که گلچین باغبان است
صفحهٔ ۱ از ۳