خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من گرفتم که به عشاق وفا نتوان کردآخر ای پادشه حسن جفا نتوان کرد
۲
سفر کعبه کنی کاش که آنجا گویمروز عید است و حرم ترک فدا نتوان کرد
۳
چون شوی بی خبر از باده مگو جمشیدمخویشتن را بیکی جام گدا نتوان کرد
۴
این جوان سازد و آن پیر کند نسبت میظاهر آن است که با آب بقا نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳