شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی کاندر صف گبران به بت‌خانه کمر بنددبرابر کی بود با آن که دل در خیر و شر بندد‌؟
۲
ز دی هرگز نیارد یاد و از فردا ندارد غمدل اندر دلفریب نقد و اندر ما حضر بندد
۳
کسی کو را عیان باید خبر پیش مجال آیدچو خلوت با عیان سازد کجا دل در خبر بندد
۴
ز عادت بر میان بندد همی هر گبر زنارینباشد مرده را آنکس که جز بر فرق سر بندد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth