شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار نامد به سرم تا به لبم جان نرسیدبهتر آن بود که این درد به درمان نرسید
۲
یک قدم نیست فزون مرحله عشق و عجبراه چندانکه بریدیم به پایان نرسید
۳
ترک من تاختن از اصل نداند که به صیدبارها رفت ولی کار به جولان نرسید
۴
بر جهان گوشه دامان مرا منت هاستکه به تدبیر وی این قطره به طوفان نرسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth