خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبان تیره که از تاب زلف یار بنالمبه خویش پیچم و همچون گزیده مار بنالم
۲
نه آن گلی که به چشم و دلم ز مهر ببخشیاگر سحاب بگریم اگر هزار بنالم
۳
شبی سیاه و در او ساز رعد بینی و بارانبه روز خویش چو با چشم اشک بار بنالم
۴
به پاس حرمت پیری به یاد آن بر و دامانرضا مباش که چون طفل شیرخوار بنالم
صفحهٔ ۱ از ۳