خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده صافی و بوی گل و باد سحریگر ز خویشت خبری هست زهی بیخبری
۲
بنگر آن قامت و رخسار که گوئی بسته استبر سر سرو روان دسته گلبرگ طری
۳
باده پیش آر مگر قوت غساله میسازدم پاک ز آلایش ضعف بشری
۴
روزگار غم شاهد صنمان پیرم کردکودکی کو که کنم من پدری او پسری
صفحهٔ ۱ از ۲