خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل از خیال زنخدانت اوفتاد به راهیکه اولین قدمم باید اوفتاد به چاهی
۲
چو آورد ببر لب، کمند زلف معقربفسون گری است تو گوئی گرفته مار سیاهی
۳
نیاز ما اگر این است و بی نیازی خوبانچه لابه ای و چه عجزی چه ناله ای و چه آهی
۴
به خاک کوی توام از سحاب دیده چه حاصلکه غیر خار ملامت نپرورید گیاهی
صفحهٔ ۱ از ۳