خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صوفیان را دگر امروز نه های است و نه هوئیآسمان باز همانا زده سنگی به سبوئی
۲
گر به دستی زده ام چاک ، گریبانِ سلامت،نه ملامت کِشم از کرده ، توان کرد رفوئی
۳
بر سرم چون گذری دسته گل بر سر خاریپا به چشمم چو نهی سرو روان بر لب جوئی
۴
من که صد سلسله چون حلقه موئی بگسستمحلقه سلسله زلف توام بست به موئی
صفحهٔ ۱ از ۲