شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۲۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به تعب می کشدم چرخ چه شد غمزه یارکه به یک چشم زدن بگذردم کار از کار
۲
بیش و کم عشق کشنده است چه دجله چه محیطآب یک نی چو همی بگذرد از سر چه هزار
۳
نو به نو تختگه خسرو دوری است دلمطرح یارب به چه طالع شده این کهنه حصار
۴
تا شد آن زلف معقرب زکفم نیش زندبر تنم هر سر مو چون دم عقرب سر مار
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth