خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شده وقت سفر از منزل جانان نزدیکچه گشاید دگر از وصل به هجران نزدیک
۲
دو سه روزی مده ای خاک به بادم که شده استنی سواری دو سه را نوبت جولان نزدیک
۳
بر ره انداخته چشمی که ندارد یعقوبشد مگر قافله مصر به کنعان نزدیک
۴
هست در کنج لب لعل تو آن هندوی خالیا خضر گشته به سرچشمه حیوان نزدیک
صفحهٔ ۱ از ۱