خلوتی با یغمای جندقی
بخش ۶ - حکایت
خلاصة الافتضاح
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ستوری را شنیدم ناگهانیقضا لق کرد نعل زندگانی
۲
دو اسبه بر زمین می سود گردهبه جان کندن ستور گرگ خورده
۳
از آن سو نیز گرگی یوز تمثالبر او سوهان زده ساطور چنگال
۴
که چون در قالب او بفسرد خونز خون او کند سرپنجه گلگون
صفحهٔ ۱ از ۱۹