خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۲۲
مراثی و نوحهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیش از این در غم هجران تو خون خورد نشایدای سفر کرده سفر کرده چنین دیر نیاید
۲
وقت آن است که بازآئی و بختم بسرایدبخت باز آید از آن در که یکی چون تو در آید
۳
روی میمون تو دیدن در دولت بگشاید
۴
نه تو گفتی که به من با غم هجران نستیزیکشته خود به زمین برنگذاری نگریزی
صفحهٔ ۱ از ۶