شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۲۵

مراثی و نوحه‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو و مه اگر نیست رخ و قامت اکبراز بهر چه آمد سر بی تن تن بی سر
۲
خورشید توان خواندن و گردونش اگر بودگردون به زمین خفته و خورشید به خون در
۳
بالاش توان گفت صنوبر به مثل راستگر خنجر و شمشیر بود بار صنوبر
۴
آن پیکر والای تو بر خاک نه حاشاکبا فرش زمین عرش برین است برابر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth