شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۳۱

مراثی و نوحه‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوری که در لطافت از سایه تن بتابشکوکب فکند عریان پیکر در آفتابش
۲
در پهنه بعد کشتن بر نی پس از بریدنسر رفت بر سپهرش تن سود بر ترابش
۳
آن تن که خاک او عرش پامال بی حسابانبر فرق آسمان خاک و این طرفه احتسابش
۴
در تاب تشنه کامی و از اشک تشنه کامانچون پا نهاد در خون از سر گذشت آبش
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth