خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۴۲
مراثی و نوحهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه که شد شکسته دل خسته جگر برادرمبا لب خشک و چشم تر غرقه به خون برادرم
۲
هر مژه زین مشاهدت تیر صفت به دیدگانبا همه سست گوهری سخت نشسته تا پرم
۳
عرش فتاده بر زمین یا تن تو به خاک برآن تن و خاک و من همان زنده که خاک بر سرم
۴
پهلوی تو به تیغ و نی چاک و به تیر کین رفوزیبد اگر به خون خود سینه چو جامه بردرم
صفحهٔ ۱ از ۵