شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۴۹

مراثی و نوحه‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خود چگویم ای دل اندر این رزیت چون شوی چوناز گزند مالش سر پنجه غم خون شوی خون
۲
گر درین ماتم نبارد بر به روی از مخزن دلچیست اشک بسدین در خاک خواری گنج قارون
۳
غیر حرق و غرق ماهی تا به ماه، مه تا به ماهیخود چه باشد سود آه آتشین با چشم گلگون
۴
گر خرامد سیل اشک خاکیان زین دست در پاموج خون هر چشمزد گردن کشد بر اوج گردون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth