خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کند خاک ار به خون شنگرف گونم چرخ زنگاریزنم نی مرد اگر خواهم ازین ...گان یاری
۲
مرا بر خاک تن برخاره سر وز خون خورش خوشترکه بردن در ی عزت از این ...گان خواری
۳
درین نرمادگان مردی و زین ...گان مردمشگفت آرم ز معجر باز غر ساران کله داری
۴
هر آنگش ساده تر دانی چنان ...گی داندکه مفتی راه شیادی وصوفی رسم طراری
صفحهٔ ۱ از ۳