شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۲۴ - به آقا سید حسین امام نگاشته

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جناب قبله حاجات و کعبه مناجات را که به فر سیادت و فضل کفایت محمود دولت و دین است و مرجع سبحه و نگین زحمت میدهم؛ دیری است حامل ذریعت را به نوید جود و مژده سودی مستظهر و امیدوار فرموده اند و همچنان حاجت ناروا و فرض عنایت بطی... است . ترا به حق آن نعمت های خاص که از سماط غیب و بساط لاریب جز تو به احدی اختصاص ندارد، دفع الوقت بر کران نه و بیش از این مقروض غریبی را که با صد هزار دردش طبیبی نیست دل نگران مدار. مزدمخواه، بهمان اجر اخروی قناعت کن، فرد:
۲
شکرانه بازوی توانااز کشتن این شکار بگذر
۳
من هم توقع یک شب جمعه ضیافت دارم، اگر این موهبت را اضافت بر مهربانی های سالیانه فرمایند، از کرم هاشمی و نعم علوی دور نخواهد بود، فرد:
۴
مرد تماشای باغ حسن تو سعدی استدست فرو ماندگان برند به یغما
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth