شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در مدح سرهنگ امیر محمد هروی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سنایی نشود کار تو امروز چو چنگتا به خدمت نشوی و نکنی قامت چنگ
۲
سر سرهنگان سرهنگ محمد هرویکه سر آهنگان خوانند مر او را سرهنگ
۳
آنکه روی همه هشیاران آمد به شتابآنکه پشت همه بیداران آمد به درنگ
۴
نزد دیدارش که بوده بهای بهمنپیش گفتارش جهل آمده هوش هوشنگ
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth