خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۳۳ - از قول علی اکبر خان دامغانی به نامزد نگاشته
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل فدای تو چون توئی دلبرجان نثار تو چون توئی جانان
۲
نامه شیرین نگار رنگین اشعار که حلقه نجات بود و چشمه حیات روح عالم است و جان آدم، جمال صباحت بود و کمال فصاحت، کتاب منزل است و خطاب مرسل، تن را توان، جان را روان، دیده را بینائی، سینه را روشنائی، زبان را سپاس داری، بیان را تیاق گذاری داد، در مقابل آن خط خوش و ربط دلکش و نثر زیبا و نظم شیوا هر چه نگارم هدر و هباست، و هر چه شمارم خاک زمین و باد هوا، فرد:
۳
معجز است این نامه یا سحر حلالهاتف آورد این سخن یا جبرئیل
۴
قربان خامه و بنان و فدای نامه و بیانت شوم، مرا قدرت نشر کتاب و دست تحریر جواب نیست، فرد:
صفحهٔ ۱ از ۴