خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۴۳ - از قول علی اکبر خان دامغانی به نامزد او نگاشته
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدایا خدایا تا کی بار خامه کشم و کارنامه کنم، تمهید درود و سلام آرم و ترتیب پیک و پیام، مگرم درد دل در آن محفل گوش گزار افتد وصورت آشفتگی شهود حضرت یار گردد، در نامه جز تعارف چه توان نگاشت و با قاصد جز آه و ناله چه توان سرود، فرد:
۲
شرح حال مشتاقان دل به دل تواند گفتآن نه شیوه قاصد این نه کار مکتوب است
۳
درد دل به که گویم و چاره این رنج مشکل از که جویم، نامه محرم این راز و قاصد همدم این نیاز نیست، فرد:
۴
مرا به گوش تو باید حکایت از لب خویشدریغ باشد پیغام ما به دست رسول
صفحهٔ ۱ از ۳