خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۶۱ - به پیشخدمت نواب سیف الله میرزا نگاشته
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بلاگردان مبارک وجودت شوم، دستخط مبارک که به آن طرز خوش و طور دلکش مرقوم داشته بودند زیارت شد. چندان دیده بر آن سودم که از سوداش جز بیاضی، و از بیاضش الاسودای نماند، فرد:
۲
معجز است این نامه یا سحر حلالهاتف آورد این سخن یا جبرئیل
۳
قربان خامه و بنان و نامه و بیانت شوم، این عریضه که من به خدمت فرستادم و آن نصیحت های سرد بی مزه که شرح دادم غیر از سرکار مرشد هر که بود البته جواب نمیداد، و اگر لابد باید جوابی بدهد فحش مادر و پدر می فرستاد، فدای آن حوصله و بردباری و بنده نوازی و یاری که بجای خطا عطا فرماید و عوض فضیحت نصیحت کند، فرد:
۴
بندگی هیچ نکردیم و طمع می دارمکه خداوندی از آن سیرت و اخلاق آید
صفحهٔ ۱ از ۳