شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

بخش ۷ - حکایت

باب سوم - در احترام فرمان پادشاه داشتن و به رضای او تسلیم بودن

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
براهیم ادهم به حمام بودمگر احتیاجش به حجام بود
۲
تراشنده گفتش که خیزای فقیربرین تخته یک ساعت آرام گیر
۳
گرت نیست چیزی بمزد تراشبحل کردمت من مشوش مباش
۴
همین تا به جای معین نشستیکی دیگر آمد پشیزی به دست
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth