خلوتی با حکیم نزاری
بخش ۲ - حکایت
باب ششم - در فرصت نگاه داشتن و حاجت خواستن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که وقتی علی الاتفاقسفر کرد عطّار سوی عراق
۲
مَه روزه برخاست از بامدادز دروازۀ شهر بیرون فتاد
۳
به حاجت درون، شد به ویرانهایسبک گشت ساکن به گوشانهای
۴
هم آنجا به گوش آمدش بانگ رودکه می گفت با رود شخصی سرود
صفحهٔ ۱ از ۱۳