شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۴۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاین پس به دامن از غم دل لخت خون کنمباشد بدین وسیله غم از دل برون کنم
۲
از بس رمیده خاطره از ذوق بی حضورساقی گرم پیاله دهد سرنگون کنم
۳
خواهم هزار چشم و بهر چشم چشمه هاتا گریه بر مصیبت خود گونه گون کنم
۴
از حالت برون من آگاه کس نشدکو محرمی که شکوه ز درد درون کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth