خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۲۰ - عدالت جاوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده ام دوش غزالی و دلم با غزل استچه غزالی که غزل خوان ز پی شیردل است
۲
از کف و ساعد و ساق آن بت سیمین اندامغیرت دلبر فرخار و بتان چگل است
۳
دل و دین می کندم هندوی خالش یغماچه کنم شعبده باز آیت مکر و حیل است
۴
سبب سختی میثاق دل مهجورمسستی عهد مدام بت پیمان گسل است
صفحهٔ ۱ از ۷