خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۲۵ - نوبهار آمد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهار آمد که باغ و راغ را زیور کندزیوری از نو نماید زینتی دیگر کند
۲
طرف گلشن را، ز شکل ارغوان و رنگ گلهمچو سطح آسمان پر ماه و پر اختر کند
۳
بس که رنگین حله ها آرد برون صباغ صنعبوستان بس سخره ها بر ساحت ششتر کند
۴
قطره باران به دلشادی اطفال چمندُر بگوش هر یکی آویزه گوهر کند
صفحهٔ ۱ از ۵