شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ماه وشان همه غلامتخورشید رخان اسیر دامت
۲
در ناف غزال خون گره کردیک چین ز دو زلف مشک قامت
۳
بی رخصت ما کشیده ای جامخون دل ما بود حرامت
۴
مه کاست ز رشک، گرچه در بزمخورشید به کف گرفته جامت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth