خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز باد سحری بوی خوش یار آوردکاروان ختنی مشک به خروار آورد
۲
آنچنان در طرب آورده هوا زاهد راکه بر پیر مغان سبحه و دستار آورد
۳
دوش پیک سحری با سر زلفش، گلهااز دل خون شده عاشق غمخوار آورد
۴
تا بهار است به گلشن گل بی خارش باد،آن که در انجمن ما، گل بی خار آورد
صفحهٔ ۱ از ۳