شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این خون عاشق است همانا به جام شدور نه به شرع پاک نبی، می حرام شد
۲
گو باش دور چرخ به کام رقیب ما،ما را که دور ساقی مجلس به کام شد
۳
رسوای عشق را چه تفاوت نشاط و غمگر نام خاص آمد و گر ننگ عام شد
۴
از پختگان عشق بپرس آتش فراقای آن که در خیال تو سودای خام شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth