خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیم از دیر مغان سرخوش و مست و مدهوشحلقه بندگی پیر مغانم در گوش
۲
یک زمان مطرب ما نغمه سراید که برقصیک طرف ساقی ما باده بریزد که بنوش
۳
تا چرا داده به من لعل مروّق ساقیچون خم باده حریفان همه در جوش و خروش
۴
نشوم مست و خراب از می ناب ای ساقیتا حریفان نکشندم چو سبو دوش به دوش
صفحهٔ ۱ از ۳