شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرط مردان نیست در دل عشق جانان داشتنپس دل اندر بند وصل و بند هجران داشتن
۲
بلکه اندر عشق جانان شرط مردان آن بودبر در دل بودن و فرمان جانان داشتن
۳
دُر که از بحر عطا خیزد صدف دل ساختنتیر کز شست قضا آید هدف جان داشتن
۴
نوک پیکانها که بر جانها رسد، بر جان خویشنامشان پیکان سلطانی نه پیکان داشتن
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth