خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند سخن از عقل، از عشق دلا دم زنزنهار، دم از دانش اندر بر ما، کم زن
۲
افسانه دور دهر، بر ما چه فروخوانیشیدای رخ یاریم، با ما ز جنون دم زن
۳
ز اسرار نهان عشق، یک نکته بگو با مادم از نفس قدسی، بر قالب آدم زن
۴
سودای سرو سامان، با عشق نمی سازدرو، خانه هستی را بنیان کن و برهم زن
صفحهٔ ۱ از ۳