خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۵
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بخت بدم از ساحت کرمان به بم انداختاز گلشن عیشم سوی زندان غم انداخت
۲
با ...... کرد مرا دست و گریبانبنگر که خر و توبره، چه نیکو به هم انداخت
۳
نامد چو وجو دش عدمی صرف به عالمتا باز خدا، طرح وجود و عدم انداخت
۴
آن روز که بنوشت قضا نسخه امکانچون نامه بوی گشت ورا از قلم انداخت ...
صفحهٔ ۱ از ۲