شعر را زندگی کن
خلوتی با وحیدالزمان قزوینی

بخش ۲۱ - صفت نجّار

شهرآشوب کوچک

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نجار پسر زند همیشهبر پای دلم ز جور تیشه
۲
بر بستر کاهشم فکندهچون تخته بزیر زخم رنده
۳
تا آمد و رفت آن پسر دیددر سینه دلم غبار گردید
۴
گامی که نهاده پس کشیدهچون ارّه امید من بریده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth