شعر را زندگی کن
خلوتی با وحیدالزمان قزوینی

بخش ۳۶ - صفت چاقشور دوزان

شهرآشوب کوچک

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در رسته ی چاقشور دوزانماهی بینی چو مهر تابان
۲
دَور لَبِ او بوقت خندههمچون دَم شفره اش کُشَنده
۳
آن عرصه ز نوع نوع انسانچون ثقبه ی بخیه تنگ میدان
۴
لاغر بدنان در آن نشیمناز هم گذرانده هم چو سوزن
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth