خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۶ - فی مدح الصاحب السعید شمس الحق و الدین محمود صاین طاب ثراه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه بیخبر افتادهام ز یار و دیاردلم مقیم دیارست و جان ملازم یار
۲
چه غم ز بُعد مسافت چو قرب جانی هست؟نظر به یار بوَد نی به قُرب و بُعد دیار
۳
اگر نگار نگیرد شگستگان را دستبه هیچ روی نشاید گرفت دست نگار
۴
میان یار و کنارم زهی خیال که نیستدر این میان که افتادهام امید کنار
صفحهٔ ۱ از ۲۳