شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۵۵ - فی مدح الصاحب الاعظم فخر الدولة و الدین التبریزی و یذکر ابتهاجه بصحة الوزیر العادل غیاث الدین محمد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون سرخ گل بر آمد ازین سبز بوستانآفاق شد ز مرغ سحر خوان پر از فغان
۲
خاتون نیمروز برون آمد از افقاز روی دلفروز بر افکند طیلسان
۳
پیدا شد از افق علم خسرو ختاوز دیده گشت رایت شاه حبش نهان
۴
من گشته از روان بری و جان ز تن ملولدل کرده از قدح سبک و سر ز می گران
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth