خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۴ - قطعه
المطائبات و المقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد پیمایی که جم را خاک ره پنداشتیبر من از دیوانگی هر دم کمینی میگشود
۲
گفتم آخر چند ازین گرمی برو سردی مکنمیفروزی آتش و خود کور میگردی به دود
۳
چون نداری زهرهای زهرت نمیباید فشاندچون ندیدی چرمهای چربت نمیباید نمود
۴
ریش خود بگرفت و برتیزید و بخروشید و گفتکاین زمان چون نوکری با من نمیبینی چه سود
صفحهٔ ۱ از ۲