شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۸ - وله

المطائبات و المقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت با من یکی ز فیروزانکه چه بودت ز آمدن مقصود
۲
شهر بگذاشتی و بگذشتیاز مقامی که بود معدن جود
۳
و امدی سوی محنت آبادیکه نباشد درو کرم موجود
۴
این زمان با وجود حاکم ماجود را نیست در زمانه وجود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth