خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هندوئی را باغبان سوی گلستان می فرستدیا بیاقوت تو سنبل خطّ ریحان می فرستد
۲
یا شب شامی ز روز خاوری رخ می نمایدیا خضر خطّی بسوی آب حیوان می فرستد
۳
جان بجانان می فرستادم دلم می رفت و می گفتمفلسی نزلی بخلوتگاه سلطان می فرستد
۴
می رساند رنج و پندارم که راحت می رساندمی فرستد درد و می گویم که درمان می فرستد
صفحهٔ ۱ از ۲